با وجود چنین استعدادی در دانشگاه احتمال اینکه در شانزدهم آذر منطقه خاکستری ایجاد شود که در ان هر نوع شعاری(حتی شعار های خشونت زاو مرگ طلب) داده شود محتمل است، هر چند شعار های دانشگاه در سیزدهم ابان بسیار نزدیک تر به محتوای اصلی جنبش سبز بوده است. ولی از سوی دیگرمی دانیم رادیکالیسم متصاعد از سوی حاکمیت و برخورد های بدون توجیه زمینه رادیکالیزم چه در دانشگاه و چه خارج ان را بالا خواهد برد و کار را به مرحله ای وارد می کند که جنبش سبز وارد یک بازی باخت -باخت با حاکمیت شود.
حاکمیت می خواهد اشتباهات خود را تکرار کند . یکی از این موارد سرکوبی حضور میلیونی جنبش سبز بود زیرا هر چه حضور پر شور تر باشد، احتمال انحراف از اصول یک مبارزه مدنی کمتر می شود لذا پیشنهاد به جریان حاکم ان است که حق قانونی دانشجویان را که برگزاری مراسم شانزدهم آذر می باشد ونیز تجمعات مردم را به رسمیت بشناسد این نحوه برخورد باعث خواهد شد که موج تحقیرشدن افراد به سمت پرخاش حرکت نکند.
موثر ترین عرصه برای حضور در شانزدهم آذری که با یک جنبش مدنی پیوند خورده است ان است که بین نیروهای موجودبا مطالبات رنگارنگ فاصله ایجاد نشود و هر چه شعار ها مدنی تر باشد همه حاضران را بهترمی توان جذب کرد. به عنوان مثال تا هر جا شعار ها بروی فصل سوم قانون اساسی تمرکز داشته باشد میزان منطقه مشاع ان برای همه بیشتر می شود اما هر جا شعار ها جنبه رهایی بخش بگیرد و یا اینکه به گسترش خشونت طلبی دامن بزند، نمی تواند فرا گیر شود و باعث می شود جناح حاکم نیز برای اعمال ناروای خود متحد تر شود و توجیه پیدا کند.

جلوگیری از اوانتاریسم و رد رادیکالیزم:
ریشه اوانتاریسم در اماتور بودن نیروها نهفته است غالب هواداران جنبش سبز از حداقل اموزش های لازم برای یک مبارزه مدنی بی اطلاع هستند، تمامی انها تنها دور نمایی از مبارزات هند و افریقای جنوبی را دارند که ان هم به صورت اجمالی به دست انها رسیده است این اماتوریسم میتواند اوانتاریسمی را رشد دهد که در دل ان رادیکال بودن رشد می کند، لذا بالاترین مسئولیت در این بخش بر عهده رهبران این جنبش می باشد، رهبران اخلاقی و قرار دادی این جنبش مدنی باید توجه داشته باشند که به هر ترتیب تمام کسانی که در این تجمعات حاضر می شوند دوباره می خواهند به زندگی عادی خود باز گردند، انها گاهی با خانواده های خود در میدان حاضر می باشند لذا رهبری باید به صورت مشخص و دائمی به هواداران این جنبش ابعاد مبارزه را تذکر بدهد و خود نیز مطالبات و شعار ها را فراتر از ظرفیت جنبش سبز نبرند زیرا این جنبش با امید به پیروزی در میدان حاضر است و هر استراتژی نا صحیح ممکن است کل دستاورد های جنبش را به انحراف بکشاند.
در نهایت باید گفت تنها تفسیر مطابق با ابعاد جنبش سبز رد گفتمان اعتراض به پر خاش و جایگزینی گفتمان اعتراض و مدارا مداری می باشد، مدارا مداری که در دل ان صبوری و مقاومت نهان است زیرا دور اعتراض، پر خاش و سرکوب به دموکراسی منتهی نمی شود، فریاد اعتراض منتهی به پر خاش با وجود برحق بودن به دموکراسی نمی رسد و نیز هدف این جنبش ان نیست که پر خاش کند هدف این جنبش مواردی است که به ایران الزام دموکراسی خواهی را می دهد، زیرا تجربه نشان می دهد اعتراض به تحقیر های مکرر و سرکوب های مداوم رژیم پهلوی دموکراسی اور نبوده است، از این منظر می توان به تمام دستاورد های 56 ساله جنبش دانشجویی بعد از 1332 و نیز روشن فکران به سود مبارزات مدنی جنبش سبز نقد منصفانه وارد کرد. زیرا توسعه گفتمان اعتراض و پر خاش حتی می تواند به جایی برسد که راست، چپ را حذف کند و چپ ملی ها را و در نهایت حکومتی نظامی وارد شود و همه را حذف کند.















